اعتماد بنفس کاذب مساویست با توهم آگاهی و دانستن.
و
عدم اعتماد بنفس برابر است با ترس و اضطراب دائم

لذا هیچگاه نباید اجازه دهیم که نتیجه یک موقعیت برما تاثیر بگذارد چون این تاثیر دو جنبه دارد که هر دو جنبه نتیجه مثبی برای معامله بعدی نخواهد داشت . به اینصورت که اگر نتیجه معامله اتفاق افتاده مثبت باشد باعث افزایش «اعتماد بنفس کاذب» و «توهم دانستن و آگاهی»برای معامله گر می شود و اگر نتیجه معامله اتفاق افتاده منفی باشد باعث «کاهش اعتماد بنفس» و «ایجاد ترس» میشود.

این موضوع خطر بالقوه ای را برای معامله گران بوجود می آورد. چراکه معامله گری یک رفتار پر تکرار می باشد (خرید، نگهداری، فروش در دوره تکرار ) و اگر احساسات موجود در هر معامله برما غلبه کند و در یک چرخه تکرار، مرتبا اتفاق بیافتد آنگاه یکی از هر دو نتایج («اعتماد بنفس کاذب» و «توهم دانستن و آگاهی»  یا «کاهش اعتماد بنفس» و «ایجاد ترس»  ) از ضمیر و ذهن خودآگاه ما به ذهن ناخودآگاه ما کوچ کرده و همانجا سکنی می پذیرد و بعنوان یک رفتار و یک عادت در معامله گر پذیرفته می شود. و این اتفاق تا از بین رفتن کامل سرمایه تکرار و تکرار می شود. پس احساسات هر معامله و هر موقعیت نباید بر روان معامله گر تاثیر گذارد.

یکی از آزادانه ترین مشاغل «معامله گری» می باشد یعنی شما به هیچ شخص، نهاد و یا ارگانی پاسخگو نمی باشید مگر ریسکی که خودتان پذیرفته اید. پس ماندن در این کسب و کار نیازمند بالابردن توانایی های شخصی در زمینه های اثر گذار این بازار می باشد.