تیم متاادیتور ۴ MQL

ما کی هستیم؟ و چه کاری انجام میدهیم؟

ما عاشقان بازارهای مالی هستیم. ما عاشق بازارهای مالی هستیم که بتوانیم در آن موفق باشیم . گفتیم موفقیت؟ کدام موفقیت؟ موفقیت در بازار های مالی . موفقیت در بازارهای مالی یعنی چرخه عمر بالا و ماندن در این بازار . هر کسب و کاری دارای چرخه عمر می باشد: شکوفایی ، رشد و زوال. بازار های مالی نیز مانند سایر کسب و کارها دارای چرخه عمر می باشد.

همه می دانیم برای شغل معامله گری زوال معنی ای جز از بین رفتن سرمایه ندارد پس اگر بخواهیم در این بازار مانداگار باشیم باید بخش زوال را از چرخه خود حذف کنیم .

موفقیت در بازار های مالی یعنی در ابتدا حفظ سرمایه و پس از آن رشد سرمایه ، همین و بس، دیگر جایی برای کلمه زوال وجود ندارد. به چه صورت؟ سالم ماندن در چرخه ریسک و رشد.

چرا از لفظ چرخه استفاده کردیم ؟ چون همواره و با هر معامله در معرض ریسک هستیم. پس اولین قدم شناخت شغل معامله گری و مهمترین بخش آن پذیرش ریسک این شغل می باشد. پذیرش ریسک یعنی پذیرش مسوولیت هر اقدامی که انجام می دهیم.

جالب است بدانیم جامعه ای که در بازار های مالی وجود دارد شامل انبوهی از جوامع تک نفره و شخصی می باشد چرا که هر معامله گر روان مخصوص به خود را دارد و تصمیم ورود به موقعیت ها را بر اساس همین روان صورت می گیرد، پس هر شخص می تواند قوانین اجتماعی مخصوص بخود را داشته باشد به شرط آنکه مسوولیت شرایط و قوانینی  را که خود بوجود آورده باشند بپذیرند.

بازارهای مالی همواره همراه با ریسک و پاداش های متنوعی می باشد ، هر موقعیت در بازار بصورت کاملا منحصر به فرد می باشد یعنی هیچ یک از موقعیت ها با شرایط تمامی یا برخی از موقعیت های قبلی یکسان نخواهند بود چرا که روان معامله گران که باعث بوجود آمدن آن موقعیت می شود متفاوت با موقعیت های قبلی می باشد.

موفقیت در بازار های مالی را می بایست /*جمعنگری*/ حاصل برایندی از تمامی اتفاقات رخ داده برشمرد. همانقدر که هر موقعیت معامله در بازار کاملا منحصر بفرد است به همان اندازه موفقیت در بازار های مالی نتیجه تمامی اتفاقات رخ داده از تک تک موقعیت های منحصر بفرد است. لذا این دیدگاه مارا به سمتی می راند که نگاه کلی نگری به موضوع موفقیت داشته باشیم به این صورت که نتیجه هیچ معامله ی صورت گرفته ای یا حتی موقعیت هایی که وارد آن نشده ایم نتواند بر احساسات ما تاثیر بگذارد چه منفی و چه مثبت. نتیجه ی هیچ معامله ای نباید ما را خوشحال یا ناراحت کند زیرا می دانیم این نتیجه نسبی موفقیت هست که ما را راضی یا ناراضی می کند و موفقیت شامل برایند حاصل از نتایج تک تک موقعیتها ست.
پس هیچگاه نباید اجازه دهیم که نتیجه ی یک موقعیت برما تاثیر بگذارد چون این تاثیر دو جنبه دارد که هر دو جنبه نتیجه مثبی برای معامله بعدی نخواهد داشت . به اینصورت که اگر نتیجه معامله اتفاق افتاده مثبت باشد باعث افزایش «اعتماد بنفس کاذب» و «توهم دانستن و آگاهی»برای معامله گر می شود و اگر نتیجه معامله اتفاق افتاده منفی باشد باعث «کاهش اعتماد بنفس» و «ایجاد ترس» می شود .

این موضوع خطر بالقوه ای را برای معامله گران بوجود می آورد. چراکه معامله گری یک رفتار پر تکرار می باشد ( خرید ، نگهداری ، فروش در دوره تکرار ) و اگر احساسات موجود در هر معامله برما غلبه کند و در یک چرخه تکرار، مرتبا اتفاق بیافتد آنگاه یکی از هر دو نتایج («اعتماد بنفس کاذب» و «توهم دانستن و آگاهی»  یا «کاهش اعتماد بنفس» و «ایجاد ترس»  ) از ضمیر و ذهن خودآگاه ما به ذهن ناخودآگاه ما کوچ کرده و همانجا سکنی می پذیرد و بعنوان یک رفتار و یک عادت در معامله گر پذیرفته می شود. و این اتفاق تا از بین رفتن کامل سرمایه تکرار و تکرار می شود .

پس احساسات هر معامله و هر موقعیت نباید بر روان معامله گر تاثیر گذارد.

یکی از آزادانه ترین مشاغل «معامله گری» می باشد یعنی شما به هیچ شخص، نهاد و یا ارگانی پاسخگو نمی باشید مگر ریسکی که خودتان پذیرفته اید.

پس ماندن در این کسب و کار نیازمند بالابردن توانایی های شخصی در زمینه های اثر گذار این بازار می باشد.

زمینه های اثرگذار در این کسب و کار چه می باشند و هر کدام چه میزان بر معامله گری تاثیر دارد؟

تحلیل :

  • بنیادی، تکنیکال،  احساسی: یافتن روشی که در بیش از ۵۰درصد موقعیت ها نتایج مشابه و مثبتی داشته باشد.
  • مدیریت سرمایه و ریسک: تعیین میزان سرمایه ای که در هر موقعیت به خطر می اندازیم.
  • استراتژی: ساختن یک چهارچوب کارا ، تاثیرگذار ، تکرار پذیر و قابل انجام.

روانشناسی:

از مهمترین زمینه های اثر گذار بر روند کار، روانشانسی معامله گری می باشد. چون در محلی کار می کنیم که تمام قوانین آن را خودمان نوشته ایم و خودمان نیز ناظر بر عملکرد خود می باشیم ولی این بازار است که ما را بخاطر پیروی از قوانین خودنوشته پاداش می دهد یا اینکه بدلیل عدم پیروی از قوانین مذکور، کیفر می کند، لذا پیروی بدون چون و چرا، مستمر و بدون کم و کاست از دستوارت و قوانین خود نوشته ، بزرگترین چالش هر معامله گر میباشد.

ما عشاق معامله گری و ما دوستدار کسب سود مستمر از بازار هستیم پس باید دوستی خود را با بازار و مرتبا با قوانین خود نوشته مان حفظ کنیم. لاجرم باید دستورات و قوانین را که در بطن استراژی مان جای داده ایم بعنوان پیر و مرشد این راه پرخطر بدانیم و چشم و گوش بسته و بدون هیچگونه خطا و کم کاری از این دستورات پیروی کنیم . خطا در این دستورات یعنی اینکه به احساسات ترس و طمع اجازه دخالت در اجرای دستورات را بدهیم .

بزرگترین چالش هر معامله گر ذهن او می باشد. اگر کنترل ذهن را بدست گیرد به این معنا که هر معامله را دقیقا و تاکید می کنم دقیقا بر اساس استراتژی یی که خود قبلا نوشته است رفتار کند و اجازه ندهد که ذهن او بر هر موقعیت جدید تصمیمی جدید بگیرد.

چرا در حاشیه ی بازارهای مالی ما شاهد بازار های پرتلاطم، هیجانی و پر سودی برای آموزش دهندگان بازارهای مالی هستیم . زیرا تاکیید این آموزش دهندگان بر زمینه تحلیل بازار می باشد، چه بنیادی و چه تکنیکال . همه ما شاهد بوده ایم که چگونه برخی سودجویان این فرصت را غنیمت شمرده  و بر آموزش در حوزه تحلیل بازار اقدام می کنند.

در کتابی خواندم که هرآنکس که دانشی دارد و می تواند از دانش خود بهره بگیرید بسراغ سود بردن از آن دانش می رود و هرآنکس این دانش را ندارد و یا توانایی بهره جستن از آن را نداشته باشد در لباس و قامت زیبای استادی به تعلیم آن می پردازد. (اشاره به نبشته ای از کتاب ؟ تحلیل تکنیکال از رابرت ماینر ترجمه ابراهیم صالح احمدی)

معامله گران مبتدی (از نظر من هر معامله گری که به شرایطی برای دست یابی به سود مستمر از این بازار نرسیده باشد مبتدی می باشد. خواه تازه وارد این کار شده باشد و چه سالهای سال سرمایه هایی را در این بازار از دست داده باشد)  نیز پس از آنکه روشی را در زمینه تحلیل بازار آموزش دیدند دست به کار می شوند و معاملاتی را انجام داده که نتیجه هرچه باشد کسب سود مستمر از این بازار نیست.  و پس از آن احساس می کنند که در زمینه آگاهی دارای نقصان و کمبود می باشند و دوباره به سراغ آموزش در حوزه تحلیل بازار می روند و دوباره ورود به معاملات با نتیجه ی قبلی تکرار ، و این کار آنقدر تکرار می شود که یا کل داراییشان از بین رفته و زمین گیر می شوند و یا این کار را رها می کنند و خود را شایان این شغل نمی دانند و یا اینکه از سرٍّ ماجرا آگاه می شوند و می دانند که مشکل از کجاست ، می دانند که مشکل عدم توانایی در غلبه کردن بر ذهن فریبکار خودشان است که مکارانه آنها را از پیروی کردن از استراتژی خود باز می دارند.

همین بس که برای شما بگویم اهمیت توانایی در تحلیل از هر نوعی نسبت به توانایی بر کنترل ذهن و احساست چقدر بی اهمیت می باشد :

فرض کنید استراتژی شما به این صورت است که با انداختن سکه و آمدن خط وارد معامله می شوید و اگر معامله شما ۲۰ واحد در زیان فرو رود  و یا اگر ۱۰۰ واحد در سود فرو رود در هر دو شرایط معامله را می بیندید و از آن خارج می شوید. و خوب می دانیم در تکرار بالایی از پرتاب سکه جمع نتایج با هم دیگر برابر است یعنی ۵۰ درصد خط می آید و ۵۰ درصد شیر. پس از مثلا طی ۱۰۰۰ بار ورود به معامله ۵۰۰ بار شما در سود فرو رفته اید و ۵۰۰ بار در زیان ، پس اگر جمع جبری نتایج را حساب کنیم جمعا می شود ۵۰۰ معامله ای که همه ۵۰۰ معامله در سود ۸۰ واحدی بسته شده اند .

پس حتی اگر ما بدون هیچ تحلیلی و بدون هیچ آگاهی نسب به موقعیت بازار و تنها بر اساس انداختن سکه به معامله بپردازیم ولی سرسختانه به قوانینی که نوشته ایم (بستن معامله در ۲۰ واحد زیان یا ۱۰۰ واحد سود) احترام بگذاریم می بینیم که برنده این بازار هستیم .

پس حتی اگر ما بدون هیچ تحلیلی و بدون هیچ آگاهی نسب به موقعیت بازار و تنها بر اساس انداختن سکه به معامله بپردازیم ولی سرسختانه به قوانینی که نوشته ایم (بستن معامله در ۲۰ واحد زیان یا ۱۰۰ واحد سود) احترام بگذاریم می بینیم که برنده این بازار هستیم .

نکته قابل تامل این است که نوع تحلیل ما نیست که ما را برنده این بازار می کند زیرا ما فقط براساس پرتاب سکه وارد معاملات شده ایم و تنها پیروی و اطلاعت بی چون و چرا از قوانینی هست که خود نوشته ایم ما را به سود رسانیده است.
شاید حالا بهتر بدانیم که چرا همگان می گویند ۹۵ درصد معامله گران ناموفق و فقط ۵ درصد معامله گران در زمره موفقان قرار می گیرند. و با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که سرمایه آن ۹۵ درصد به کجا سرازیر می شود ، بله درست حدس زدید ، به جیب آن ۵ درصد.

حالا شاید بهتر زبان همدیگر را بدانیم . قرار است چه اتفاقی برای ما بیافتد آیا ما سلاخی شدگان این بازار خواهیم بود یا کام گیرندگان از این بازار.

برای پاسخ این پرسش که بنظر من باید این پرسش را «پرسش میلیارد دلاری» بنامیم می بایست آگاهانه خود را بشناسیم و بدانیم که در هرکدام  از این دسته ها چه مشخصاتی دارند:

بگذارید ابتدا خصوصیات معامله گران مبتدی یا ناموفق (دربالا ذکر کردم که از نظر من معامله گرانی که نوز موفق نشده اند بصورت مستمر از بازار کسب سود نمایند، خواه تازه وارد این بازار شده باشند و خواه سالیان سال در این بازار فعالیت کنند ، مبتدی فرض می شوند.) را ذکر کنیم:

  • ترید هایشان پیشبینی نشده است. (نداشتن استراتژی معاملاتی)
  • با خیزش احساسات ترید می کنند. (عدم کنترل بر روان خویش در برابر احساسات)
  • قوانین ترید را بکار نمی گیرند. (نداشتن یا پایبند نبودن به استراتژی معاملاتی خود)
  • حد ضرر تعیین نمی کنند یا حد ضرر را جابجا می کنند. (عدم پایبندی به استراتژی بابت عدم کنترل بر روان خویش)
  • در انجام ترید تردید دارند. (عدم پایبندی به استراتژی)
  • با تمرکز بروی خود ترید می کنند. (عدم پایبندی به استراتژی و عدم توانایی غلبه بر احساسات خود)
  • مدیریت ریسک ندارند. (عدم استفاده از مدیریت ریسک)
  • استراتژی معاملاتی ندارند. (نداشتن استراتژی معاملاتی)
  • به یک سیستم معاملاتی نمی چسپند. (عدم وفاداری به استراتژی معاملاتی)
  • ترسو و طماع هستند. (عدم توانایی در غلبه بر احساسات)
  • به خود اطمینان ندارند. (عدم کنترل بر روان خویش)
  • مدیریت پول ندارند. (عدم استفاده از مدیریت سرمایه)

و اما خصوصیات برندگان بازار که همه ما تلاش می کنیم جز این دسته باشیم:

  • طبق برنامه ترید می کنند. (استفاده از استراتژی یا سیستم معاملاتی)
  • در لحظه مناسب ترید می کنند. (پایبندی و اعتماد به استراتژی معاملاتی )
  • مطابق قوانین عمل می کنند. (پایبندی و اعتماد به استراتژی معاملاتی )
  • بدون احساس و هیجان ترید می کنند. (توانایی کنترل بر احساسات و شناخت روان خویش)
  • منتظر فرصت های خوب هستند. (پایبندی به استراتژی و توانایی کنترل احساسات)
  • همیشه بروی بازار تمرکز دارند. (هدفمند و تلاشگر هستند)
  • استراتژی های تست شده استفاده می کنند .
  • حرص و طمع ندارند. (بر روان و احساسات خوش کنترل دارند)
  • از پذیرش ضرر و زیان ترس ندارند. (ریسک بر معاملات را پذیرفته اند)
  • براساس ریسک / بازده عمل می کنند. (استراتژی خوب انتخاب می کنند و به آن وفادارند)
  • اعتماد بنفس و انظباط دارند. (بر روان خویش میلط هستند و با استراتژی پیش می روند)

موارد ذکر شده در بالا را خواندیم و دیدم که مردم (معامله گران) چرا به دو دسته ی ۵ درصدی و ۹۵ درصدی تقسیم می شوند.

حال می خواهیم به جزییات بخوبی توجه کنیم . جزییات شرایط افراد موفق . چرا که ایده آل ما رسیدن به شرایط این افراد است. اگر مورد به مورد به بررسی شرایط معامله گران موفق نگاهی بیاندازیم و آن را مقابل شرایط استفاده از یک روبات معامله گر قرار دهیم ، شاهد چه مواردی خواهیم بود:

  • معامله گران موفق طبق برنامه ترید می کنند.
    __ ربات ها نیز طبق برنامه ترید می کنند. (داشتن استراتژی معاملاتی)
  • معامله گران موفق در لحظه مناسب ترید می کنند.
    __ ربات ها نیز در لحظه مناسب ترید می کنند.(داشتن استراتژی معاملاتی)
  • معامله گران موفق مطابق قوانین عمل می کنند.
    __ ربات ها نیز مطابق قوانین عمل می کنند. ( داشتن استراتژی معاملاتی)
  • معامله گران موفق بدون احساس و هیجان ترید می کنند.
    __ ربات ها نیز بدون احساس و هیجان ترید می کنند. (عدم وجود احساس در ربات های معامله گر)
  • معامله گران موفق منتظر فرصت های خوب هستند.
    __ ربات ها نیز منتظر فرصت های خوب هستند. (داشتن استراتژی معاملاتی) و (عدم وجود احساس در ربات های معامله گر)
  • معامله گران موفق همیشه بروی بازار تمرکز دارند.
    __ ربات ها نیز همیشه بروی بازار تمرکز دارند. (ربات ها خستگی ناپذیر و ۲۴/۷ هستند و مدت زمان کارکرد بر کیفیت عملکرد آنها اثر سوء نمی گذارد)
  • معامله گران موفق استراتژی های تست شده استفاده می کنند .
    __ ربات ها نیز استراتژی های تست شده استفاده می کنند . (داشتن استراتژی معاملاتی)
  • معامله گران موفق حرص و طمع ندارند.
    __ ربات ها نیز حرص و طمع ندارند. (عدم وجود احساس در ربات های معامله گر)
  • معامله گران موفق از پذیرش ضرر و زیان ترس ندارند.
    __ ربات ها نیز از پذیرش ضرر و زیان ترس ندارند. (عدم وجود احساس در ربات های معامله گر)
  • معامله گران موفق براساس ریسک / بازده عمل می کنند.
    __ ربات ها نیز براساس ریسک / بازده عمل می کنند. (داشتن استراتژی معاملاتی)
  • معامله گران موفق اعتماد بنفس و انظباط دارند.
    __ ربات ها نیز انظباط دارند. (داشتن استراتژی معاملاتی) و (عدم وجود احساس در ربات های معامله گر)

ما عاشق روبات های معامله گر هستیم و برای گسترش  Expert Advisors ها بین فارسی زبانان سراسر دنیا، از سال ۱۳۹۴، فعالیت خود را به‌طور جدی آغاز نمودیم و همواره برای افزایش یادگیری و استفاده و حضور موثر در بازارهای مالی و بین المللی و فارکس همزبان های عزیزمان در سراسر دنیا، نرم افزارهای معاملاتی و  محصولات ویژه در پلت فرم متاتریدر آماده می‌‌نماییم.

در گروه بنی فارکس هانتر بخش بازارهای مالی بین المللی و بازار فارکس همه ی خدمات ما در ازای ثبت نام و عضویت در بروکر های منتخب تیم ما رایگان و فری می باشد. ما به ماندگاری و رشد همگانی اعتقاد داریم و بازی «برنده برنده» را بر همه استراتژی های موجود در بازایابی و فروش محصولات و خدمات ترجیح می دهیم.

ما نیز در بازار های مالی داخلی مانند بورس ، فرابورس ، بازار پایه ، طلا ، ارز ، سکه ، آتی و هرآنچه که در مجاری قانونی دارای نوسانات قیمت و نمودار قیمت باشد ، با عنوان نرم افزار و استراتژی معامله گری پُرسود در این بازارها با نام تجاری “پَرپین” ارائه خدمات می کنیم. که بدلائل ۲۴ ساعته نبودن بازار های مالی ایران، ربات معامله گر “پَرپین” بصورت نیمه اتوماتیک در اختیار معامله گران عزیز قرار می گیرد.

حالا ‫‫بعد از گذشت سال‌ها به این نتیجه رسیدیم که MQL برای ما، تنها یک پلت فرم معاملاتی و برنامه نویسی نیست؛ MQL ، یک ماشین تبدیل رویا به واقعیت است.