ربات معامله گر یا انسان

معامله گری با ربات های معامله گر!! مسئله اینست!!!

همیشه اختلاف نظری بین طرفداران و مخالفان استفاده از ربات های معامله گر اتوماتیک وجود داشته است . ولی از کجا بدانیم، استفاده از ربات های معامله گر برای ما مفید است یا خیر؟
همانگونه که در مباحث قبل مطرح کردیم ، ربات معامله گر یه جورایی همان استراتژی معاملاتی شما هست، ولی کمی کاملتر، دقیق تر ، بروز تر ، و بیدار تر ۲۴/۷ ….
حالا می خوایم بدونیم که جز کدام دسته از معامله گران هستیم ، جز طرفداران ربات ها یا مخالفان ربات ؟ یعنی بصورت بالقوه جز کدام هستیم و ذات معامله گری ما، کدام را ترجیح می دهد. اینکه همیشه گفته اند اگه “خود را بشناسی خدای خود را شناخته ای ” بیهوده نگفته اند . اگر ما از ذات خود شناخت پیدا کنیم پس علاقه مندی های خود و نقاط پیشرفت خود را شناخته ایم و می دانیم در کدام مسیر و با کدام روش به موفقیت خواهیم رسید.
لذا در خصوص شناخت خود برای استفاده یا عدم استفاده از ربات ها از روش زیر استفاده میکنیم :
برای شناخت بهتر خود چندین سوال از شما می پرسم :
آیا شما تا حالا آموزشی در خصوص تحلیل بازار دیده اید ؟
اگر جواب سوال قبل مثبت است ، سوال دوم من این است :
چند روش تحلیل معاملاتی را آموزش دیده اید ؟
امواج الیوت – پرایس اکشن – چنگال اندورز – بیل ویلیامز – کانال ها – فیبو ناچی – ماینر – زیگزال – ابوناچی – و …
همه مون می دونیم وقتی روشی را می خوایم انتخاب کنیم به این فکر می کنیم که این روش دیگه آخرش هست و اگه این روش رو یاد بگیریم دیگه تمام معاملاتم در سود بسته میشه و کلی ذوق و … پولدار شدم رفت .
با تضمین به شما اعلام می کنم تمامی این روش ها حداقل بالای ۵۰ درصد سود دهی خواهند داشت . پس پس پس پس اگر :
بعداز یادگیری یک روش تحلیلی و معاملاتی از اون نتیجه ای نگرفتید و به سراغ دومین روش رفتیم بدانید و بدانید و بدانید که :
مشکل جای دیگریست .
چرا معامله گران ناموفق مدام روش های تحلیلی خود را عوض می کنند و به سراغ آموزش و یادگیری روشهای جدید می روند و بزودی این چرخه را تکرار می کنند؟ آیا تا بحال این سوال رو از خودتون پرسیدید که مشکل کار کجاست ؟

در مرحله بعد، برخی از معامله گران به انتخاب یک استراتژی کامل اقدام می کنند، استراتژی ای که هم شامل “تحلیل” و هم “مدیریت سرمایه” و هم “مدیریت ریسک” شود . برای همه مون شفافه که این استراتژی تمام و کامل هست ولی چرا دوباره اون اتفاق خوبه رخ نمی ده ؟ چرا حساب ما رشد پیدا نمی کنه؟
از نظر من علت اصلی عدم تعادل در روان معامله گر است، روانشناسی معامله گری یعنی چی ؟
در یک کلام ساده و بیان کوتاه روانشناسی معامله گری یعنی وفا دار بودن به همان استراتژی که انتخاب کرده ایم . یعنی تمام قوانینی که در استراتژی بیان شده تماما مو به مو اجرا شود .

اگر شما جز معامله گرانی هستید که مدام روش معاملاتی خود را عوض می کنید بدانید که برای اینکار (معامله گری) هنوز آماده نشده اید. و اگر با همین شرایط ادامه دهید یقینا و بدون تردید تمام سرمایه خود را از دست خواهید داد.

حال جایگاه ربات های معامله گر در این بین چیست؟
ربات ها (در اینجا منظورم رباتی هست که تیم ما طراحی کرده اند و تمامی ربات های موجود در بازار را تایید یا رد نمی کنیم) تمامی اقلام موجود در یک استراتژی (( تحلیل – مدیریت سرمایه – مدیریت ریسک ))را دارا هستند یعنی :
_ نقاط ورود و خروج را طبق روش های تحلیلی که در خود دارد ، شناسایی می کند.
_ میزان سرمایه را برای ورود مشخص می کند.
– میزان حد مجاز ریسک را مشخص می کند . و کلی کار دیگه که من اینجا خلاصه عرض کردم …

تا اینجا رفتار ها یکسان است ولی در ادامه به مواردی می پردازیم که ربات ها به راحتی توان انجام اون رو دارند ولی حتی معامله گران موفق نیز گاهی در این شرایط کم می آورند:
– در تمام طول ایام آماده به کار و منتظر موقعیت و در حال تحلیل می باشد. یعنی ۲۴/۷ هست . در جایی خواندم که اگه قرار باشه تمام عمرمان را پای چارت بگذاریم و دست به ماشه منتظر شلیک بمانیم دیگه این زندگی هیچ ارزشی نداره و تمام عمر و جوانی را باید منتظر موقعیت ورود و خروج باشیم.
– ربات ها دچار استرس و اضطراب نمی شوند. همانگونه که ما می شویم .
استرس ، نگرانی ، عدم تمرکز ، بیمارهای عصبی و زخم معده ، کوچکترین مشکلاتی هستند که برای معامله گران پیش می آیند و باعث پایین آمدن کیفیت معامله گری می شوند. برای ربات ها هیچ فرقی نمی کند که درسود هستیم یا در زیان .
پس اگه شما در معامله گری دچار اینگوه مشکلات می شوید هنوز آمادگی معامله گری را ندارید . معامله گری باید شیرین و دلچسب باشد .
قراره هر معامله گر در اولین روز شروع کاری خود این بوده که با خیال راحت کسب ثروت کند و در آرامش خاطر به خرج کردن پولهایش بپردازد. ولی این داستانی که دربالا تعریف کردیم مغایرست با شرایطی که در ذهن معامله گران، در خصوص آینده ی کاریشان خطور می کند.

در این شرایط معامله گران چهار راه پیش رو دارند :
– از این بازار خداحافظی کنند.
– رفتارهای خودشون رو تغییر بدن و خودشون رو تبدیل کنن به یه ماشینی که فقط دستوراتی را اجرا کنن که سیستم معاملاتی یا همون استراتژی شون بهشون ارسال می کنه . (البته در این صورت شما یا باید استراتژی های بلند مدت (حداقل سوینگ تریدینگ) را انتخاب کنید یا اینکه دائم پای سیستم منتظر باشید و چقدر پیش اومده که بخاطر اینکه پای سیستم نبودیم اون فرصت از دست رفته ، یا اینکه تحلیل ما این بوده که قیمت ریزش می کنه ولی یه دفعه یه خبر باعث صعود موقت قیمت میشه و ما با عجله پوزیشن فروشمون رو در زیان بستیم، و یک ساعت بعد قیمت طبق همون روالی که پیش بینی کرده بودیم به سمت پایین حرکت می کنه و فقط افسوس برای ما بجا می زاره …)
– استفاده از ربات ها
– واسپاری پول و سرمایه تون به مدیران حساب ها یا صندوق های سرمایه گذاری

ماجرای یک جامعه و یک بازی

همانطور که در بالا گفتم برای اینکه بتوانیم معامله گر خوبی باشیم باید بتوانیم روان خودمون رو کنترل کنیم و مثه یه ماشین به انجام دستورات استراتژی بپردازیم .
علت این ماجرا چیه؟
بازارهای مالی محیط و مکانی هست که هیچگونه قانونی نداره، در واقع یعنی هیچگونه قانون کنترلی بر معامله گران نداره و معامله گران می تونن به اختیار و تصمیم خودشون وارد بشن، خارج بشن، پای سیستم باشن یا نباشن، هر ساعت از روز که دوست داشتن کار کنن و …
اگه بخوام دقیق تر و روشن تر این مطلب رو عرض کنم اینه که قوانین بازارهای مالی هیچ سنخیتی با محیط کاری و زندگی ما نداره . یعنی ما در زندگی عادیمون چراغ راهنمایی داریم ، قوانین عبور مرور داریم ، قوانین ارتباط با بقیه مردم داریم، قوانین مدرسه و دانشگاه داریم و هزاران قوانین دیگه که بعنوان یه شهروند عادی مجبور به پیروی هستیم . ولی در بازارهای مالی خبری از این قوانین که مارا به خود عادت داده اند، نیست مثلا شما نمی تونید ساعت ۲ شب به مدرسه برید ولی می تونید در بازارهای مالی فعالیت کنید. و ….
حالا اگه شما بخواید طبق عادات زندگی روزمره به معامله گری بپردازید قطعا موفق نخواهید بود . زیرا در جامعه و زندگی عادی ما ، این قوانین هستند که ما را تربیت می کنند و ما را به یکسری رفتارها عادت می دهند .ولی در قوانین بازار هیچ کدوم از این شرایبط حکمفرما نیستند.
پس باید یه سری قوانین در بازارهای مالی برای خود تعریف کنیم و به اون پایبند باشیم و بپذیریم که شخصیتی بعنوان “قاضی” و “مجری عدالت” ناظر بر اعمال ماست که اگه به قوانینی که خودمون نوشتیم احترام نگذاریم ما رو جریمه کنه و اون هم جریمه نقدی، و همنطور اگه از قوانیبن خودمون پیروی کنیم بهمون پاداش می ده اون هم پاداش نقدی ،این قاضی کسی نیست جز “بازار” ،
من که فک می کنم این بازی، بازی جوانمردانه ای هست . یه سری قوانین رو خودمون می نویسم که خودمون هم باید اجراش کنیم و اگه اجراش نکنیم باید جریمه بشیم . و همچنین اگه به قوانینی که وضع کردیم پایبند باشیم ، قاضیِ بازی (بازار) به ما پاداش خوبی می ده .

نظرتون درباره این بازی چیه ؟ ها !!

دوستی با بازار !!

موفق ها و با تجربه های بازار همیشه عنوان می کنن که باید با چارت و بازار دوست بود . حالا این دوستی یعنی چیه و چه تعریفی داره؟
در بند قبلی گفتیم که یه قاضی وجود داره و این قاضی اگه ما به قوانین “خود نوشته مون” احترام بزاریم بهمون سود میده و هر وقت نزاریم جریممون می کنه .
این قاضی همون بازار هست!!!
پس اگه می خوایم با قاضی (بازار و چارت) دوست باشیم و پاداش خوبی دریافت کنیم، باید شهروند قانونمندی باشیم ، در غیر اینصورت باید منتظر جرائم سنگین بازار باشیم .

انجام یک آزمایش برای اینکه بدانیم معامله گر خوبی هستیم (یا می شویم) یا خیر؟

یه آزمایش ظاهرا ساده!!!
اگه شما ماشین دارید و رانندگی می کنید، باید بتونید به اندازه ی ۱۰۰۰ کیلومتر مسیر را بدون هیچگونه تخلف رانندگی سپری کنید. چه پلیس باشد و چه نباشد !! چه دوربین ثبت تخلفات باشد و چه نباشد !!!
اگه بتونید خودتون، خودتون رو کنترل کنید و تمامی قوانین رانندگی ( از ابتدایی ترین ، راهنما زدن، بستن کمر بند و … تا سرعت و سبقت و .. ) را تماما اجرا و رعایت کنید.
می تونید توی جاده باشید و یا تو خیابون ولی به اندازه ی ۱۰۰۰ کیلومتر رانندگی کنید . برای شروع آزمایش ، کیلومتر ماشین رو یادداشت کنید و شروع کنید.
اگه تونستید طی این ۱۰۰۰ کیلومتر هیچگونه تخلفی نداشته باشید می تونید در بازارهای مالی هم پیرو استراتژی خودتون باشید و تمام قوانین خودتون رو رعایت کنید و از قاضی بازار پاداش دریافت کنید.
“هیچ قانونی، بصورت مصلحتی زیر پا گذاشته نمی شود . “
“هیچ تخلفی پذیرفته نیست.”
“در این ۱۰۰۰ کیلومتر رانندگی نباید فاصله ی زمانی زیادی باشد، مثلا نمی تونید فقط صبح به صبح که می خواید از خونه خارج بشید قسمتی از این تست رو انجام بدید”
و اگه شما در این مسیر ۱۰۰۰ کیلومتری حتی یک تخلف رانندگی انجام دادید. بدرد کار معامله گری و بازار نمی خورید .
البته هنوز بدرد نمی خورید . چون سخت ترین کارهای دنیا با تکرار و تمرین تبدیل به حرکات ناخودآگاه شما می شود.

جمع بندی آخر:

اگه شما زود به زود استراتژی معاملاتی تون رو عوض می کنید.
اگه طی چند هفته یا چند ماه ، سود خوبی به جیب می زنید و طی چند معامله همش رو ازدست می دید.
اگه به استراتژی معاملاتی تون پایبند نیستید.
اگه همیشه برای معاملات بازتون استرس و نگرانی دارید.
اگه دائم گوشی موبایل تا کامپیوتر خود را چک می کنید.
اگه این تایم بازار است که زمان بندی زندگی شما رو تعیین می کنه.
و اگه در کل از معامله گری در لحظه نمی تونید لذت ببرید (دچار استرس و نگرانی هستید)

پیشنهاد ما ، استفاده از ربات های معامله گر خودکار می باشد.